تبليغات X
مدل مانتو
counter create hit
تاريخ : 25 شهريور 1396 | 7:49 | نویسنده : مدیر | بازدید : 28719

موفقیت­اجتماعی چیست؟


انسان در نهاد خود پذیرای تمام انسان های دیگر است اما در گذر زمان و به علت کسب تجربیات مختلف به میزان زیادی این باور را از دست می دهد و در وضعیت نامناسب به برقراری ارتباط با دیگران می پردازد.

یشتر افراد با این نوع موفقیت‌ها آشنایی بیشتری دارند و اصولاً شاخص‌های­موفقیت­در ذهن آن‌ها شامل همین­موفقیت‌­اجتماعی­است.
نظیر پست و مقام سازمانی، مدرک تحصیلی، شهرت، ثروت، زیبایی و …. ارتقای پست سازمانی برای کارمندان، اخذ مدرک تحصیلی بالاتر برای دانشجویان، شهرت روزافزون برای هنرمندان، ثروت و سود برای تجار و بازرگانان، طراحی و اجرای یک پروژه موفق برای مهندسان، درمان یک بیماری صعب‌العلاج برای پزشکان، رفع اتهام از موکل و یا اثبات حقانیت موکل برای وکلا و نظایر این‌ها همگی مصادیقی از­موفقیت‌ اجتماعی­هستند.

درواقع بخش قابل‌توجهی از راحتی و آسایش ما مرهون تلاش‌های همین انسان‌های موفق است. شاید به‌ظاهر، آن‌ها را نشناسیم، اما باید بدانیم که هرلحظه از حاصل دسترنج آن‌ها استفاده می‌کنیم. کشف راه درمان بیماری‌ها جان هزاران نفر را نجات می‌دهد و در رگ‌های ناامیدان زیادی، امید به زندگی و شادابی را به جریان می‌اندازد.

­

مقاله مرتبط:موفقیت چیست؟

موفقیت اجتماعی



چگونه به­موفقیت اجتماعی­برسم؟

­مطالعات نشان داده است که افرادی که روابط اجتماعی قوی دارند، مشکلات روحی و روانی مرتبط با استرس کمتری دارند و خطر ابتلا به بیماری روانی کمتری دارند ولی کسانی که روابط کمی دارند اغلب به سرعت از بیمارمی شوند یا آسیب می بینند.

  • با­دوستان خود گروهی راتشکیل بدهید و باهم درمورد چیزهای مورد علاقه تون صحبت کنید ، مانند یک باشگاه کتاب، یک گروه پیاده روی یا یک سازمان خدماتی..این وسوسه انگیز است که بهترین دوست شما را به یک گروه جدید بکشاند تا بتوانید از صحبت های بی دست و پا با دیگران جلوگیری کنید؛ اما بهترین راه برای افزایش اعتماد به نفس شما و گسترش دایره اجتماعی شما این است که با افراد جدیدی در یک زمان صحبت کنید. این نشان می دهد که شما با افراد مختلف راحت هستید که به نوبه خود دیگران را جذب می کند.
    مقاله مرتبط:موفقیت شخصی

  • بر خلاف باور عمومی، شما لازم نیست که همیشه درخشان، خنده دار، دنیوی، و یا زیبا باشید تا بتوانید موقعیت و­موفقیت اجتماعی­خوبی به دست آورید. بلکه خودتان باشید و استاندارهای خود ار حفظ کنید؛ و همین به اندازه کافی خوب است. اکثر ما دوست داریم دیدار با کسی که واقعا به ما علاقه مند است.
  • ­داوطلب شدن یک راه عالی برای اجتماعی شدن و­موفقیت اجتماعی­­است. کسی را پیدا کنید که به قلب شما نزدیک است و باعث شادی شما می شود. در اینصورت شما افرادی را که علاقه دارید و مانند خودتان هستندرا ملاقات می کنید. به علاوه، برنامه داوطلبانه شما می تواند باعث شود که شما فرصتی برای شناختن یکدیگر و رشد دایره دوستان خود داشته باشید.

­

منبع:.webmd

­





امتیاز : 1


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 25 شهريور 1396 | 7:49 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2057

کارآفرینی­چیست؟

کارآفرینی­فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد­کارآفرین­با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید، با بسیج منابع به ایجاد کسب و شرکتهای ­نو، سازمانهای جدید و نوآور رشد یابنده مبادرت ­می‌ورزد .­


این امر توام با پذیرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارائه خدمت به جامعه ­می‌شود.­

بنابراین «کارآفرینان» عوامل تغییر هستند که گاهی موجب پیشرفتهای حیرت‌انگیز نیز شده‌اند.

ژوزف شومپیتر (1934 (کارآفرین را نیــروی محرکــه اصلی در توسعه اقتصادی می داند و می گوید: نقش­کارآفرین­نوآوری است. از دیدگاه وی ارائه کالایی جدید، ارائه روشی جدید در فرآیند تولید، گشایش بازاری تازه، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت و ... از فعالیت های کارآفرینان است.­
­

او فرآیند­کارآفرینی­را "تخریب خلاق" می نامد به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده در­کارآفرینی­همانا انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در امور جاری است. روش نوین همان "تخریب خلاق" می باشد.

­

کارآفرینی چیست

از نظر وی نوآوری در هر یک از زمینه های ذیل­کارآفرینی­محسوب می شود:

1 - ارائه کالای جدید.

2 - ارائه روش جدید در فرآیند تولید.

3 - گشایش بازاری جدید.

4 - یافتن منابع جدید.

5 - ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت.

کـرزنر نیز کـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نیویورک می باشد­کارآفرینی­را این گونه تشریح می کند:

کارآفرینی­یعنی ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل بیشتر در عملیات بازارها.



انگیزههای مختلفی در­کارآفرین­شدن مؤثر میباشند­

که از جمله آنها: نیاز به موفقیت، نیاز به کسب درآمد و ثروت، نیاز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نیازمندی به احساس مفید بودن و استقلال طلبی را میتوان نام برد. افراد از ویژگیهای شخصیتی خاص و گوناگونی برخوردار میباشند طبیعی است که برخی از ویژگیهای کارآفرینان متمایز و برجسته از سایر افراد است به طور مثال داشتن خلاقیت و نوآوری، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آینده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شیوه های پرورش این ویژگیها متفاوت است.



کارآفرین­کیست؟

­ریچارد کانتیلون (1730 (اولین کسی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را این چنین تعریف نمود:

­

کارآفرین­فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می کند.­کارآفرین­در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد.­

­

جان باپتیست سی (1803 (کارآفرین­را فردی می داند که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد.

کارآفرینان کسانی هستند که با ایجاد محصولات و خدمات نوین مورد نیاز مردم، درآمد خوبی کسب می کنند. معمولاً گمان می رود که کارآفرینان در راه اندازی شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هیچ، کسب و کارجدید خلق می کنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهای جدید می شوند. هرکس به سلیقه خود از واژه های­کارآفرین­و­کارآفرینی­برای اشاره به مدیران، افراد موفق، سرمایه داران، سرمایه گذاران، صادرکنندگان، دلال ها و تاجران استفاده می کند.­
هر چند هرکدام از این افراد ممکن است­کارآفرین­باشند ولی هیچکدام مصداق کاملی برای این مفهوم نیستند.


­به راستی­کارآفرین­کیست؟ آیا کارآفرینان ویژگیهای متمایزی از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد دارند؟

نگاهی به مسیر حرکت فعالیت های کارآفرینان، مبدا و منشا حرکت و انرژی که در طول مسیر آنان را تغذیه می نماید در تصویری اجمالی از شخصیتکارآفرین­ارائه شده است.

­افرادی که یک فرصت شغلی جدید در صنعت ایجاد می کنند­کار آفرین­هستند.

­آنها اغلب این کار را با ایجاد شرکتی تازه انجام می دهند. اما آنها همچنین فرصتهای جدید شغلی را با ورود یک محصول یا ایجاد یک بازار جدید بوجود می آورند. بنابراینکه در کارخانجات بزرگ خطوط تولید تازه ای به راه می اندازند و یا با ایجاد بخش هایی تازه که قبلاً وجود نداشت باعث ایجاد بازاری جدید می شوند با این تعریف­کارافرین­هستند.


­به بیان کلی تر کارآفرینان منابع را مدیریت میکنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمت یا حتی بازار تازه آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است.

آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها را به راه بیندازند که دین کار را قبلاً کسی انجام نداده بود.


­

کارآفرین کیست

صفات و ویژگی های شخصیتی اشخاص­کارآفرین

­دیوید مک کللند از استادان روانشناسی دانشگاه هاروارد آمریکا که اولین بار "نظریه روانشناسی توسعه اقتصادی" را مطرح نمود، معتقد است که عامل عقب ماندگی اقتصادی در کشورهای در حال توسعه مربوط به­عدم درک خلاقیت فردی­است. بنابر عقیده ایشان با یک برنامه صحیح تعلیم و تربیت می توان روحیه کاری لازم را در جوامع تقویت نمود، به گونه ای که شرایط لازم برای صنعتی شدن جوامع فراهم آید.



­­کارآفرین­ها­اعتدال در میزان خطر را ترجیح میدهند

فعالیتهای با میزان خطر معتدل، آنهایی هستند که مهارت و کوشش شخص نقش اصلی را ایفـا میکند. ممکن است شرایط مساعد هم در آن نقشی داشته باشد، اما تاثیر آن به وسیلهی مهارت و کوشش شخصی به حداقل رسیده تا نتیجهی کار جزء مسئولیتهای خود شخص باشد.



­­کارآفرین­ها­از خطر استقبال میکنند

در صورتی که خطر محاسبه شده باشد. به عبارت دیگر، آنها مسئولیت فعالیتهایی را که در آنها هیچ امکان موفقیتی وجود نداشته باشد و یا یک خودکشی مالی باشد را به عهده نمیگیرند.

­- کارآفرینان برای قبول خطر باید جرأت داشته باشند و بدین وسیله سرنوشت خود را رقم مــیزنند

اما در شرایط نامطمئن تمام جوانب را برای حل مشکلات در نظر گرفته و بنا بر تناسبشان، آنها را طبقه بندی میکنند.



­کارآفرین­ها­مسئولیت شخصی را قبول می کنند

یکی از انگیزه های اصلی برای دنبال کردن آینده،­کارآفرینی­است. او ترجیح میدهد که خودش تصمیم بگیرد و در جریان آن، تمام کوشش، دانش، مهارت و سرمایه خود را نیز به کار میگیرد. اگر شکست بخورد، فقـط مـیتواند خود را مقصر بداند و اگر موفق بشود، فقط صلاحیت­کارآفرینی­خود را تایید کرده است.


افراد­کارآفرین­اعتماد به نفس دارند

کارآفرینان به خاطر اعتماد به نفس خود، شهرت دارند. آنها بر این باورند که میتوانند انتظاراتی که از آنها هست برآورده کنند. به عبارت دیگر، آنها امکان موفقیت خود را بیش از آن چیزی که هست، در نظر میگیرند. ظاهرا کارآفرینان واقعی به خاطر اعتماد به نفس بالایی که در خود میبینند و برای دیگران غیرقابل لمس است، موفق میشوند.­


انسان های­کارآفرین­به دنبال بازتاب عملکرد خود هستند

کارآفرینان به خاطر آگاهی از وضعیت موجود به دنبال بازتاب عملکرد خود چه خوب، چه بد، هستند. بدون داشتن این اطلاعات ادامهی کار برای آنها خیلی مشکل است.


کارآفرین­ها­در هر کاری که انجام میدهند، هدفگرا هستند

بدین ترتیب که آنها همیشه به فکر اهداف طولانی مدت خود بوده و کارهایی که امروز انجام میدهند، در راستای اهداف آیندهشان است. آنها همیشه چیزی را مورد هدف قرار داده و اهداف آنها معمولا عادی نیستند. به همین خاطر دیگران آنها را بلندپرواز می نامند.


افراد­کارآفرین، همیشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اکتساب را دوست دارند

بنابراین استانداردهای بالایی را برای کار خود در نظر میگیرند. آنها محصولاتی با کیفیت بالا تولید و بر اساس مرغوبیت و راندمان رقابت میکنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسی ندارند و در حقیقت از رقابت لذت میبرند.


کارآفرینان نوآور هستند و همواره در مقابله با موقعیتها از راهها و روشهای جدید استفاده میکنند

آنها از توانایی خود در خلاقیت لذت میبرند. از تصورات و ابتکارات شخصی خود برای یافتن راههای جدید و کنار هم گذاشتن چیزها استفاده میکنند. آنها پر از پرسش هستند


کارآفرینان خستگی را زیاد احساس نمیکنند

در برابر مشکلات به دنبال راه حل گشته و سریعاً برای حل آنها اقدام میکنند. آنها میدانند با کار موثر، به اهداف خود خواهند رسید.


کارآفرین­آرزومند است

چه چیز باعث می شود که نشاط حرکت به لختی و سکون غلبه کند؟ آرزوی آن چیزی که امروز نیست ولی فردا می تواند باشد، اولین چیزی است که جمود­کارآفرین­را درهم می شکند.



­کارآفرین­آنچه جهت و مسیر­کارآفرین­را برای رسیدن به آرزوهایش تعیین می کند

از درون او برمی خیزد.عزم او برای حرکت یا توقف و اقدام یا عدم اقدام، چیزی نیست که مولود شرایط، محیط یا اطرافیان باشد.یعنی­کارآفرین­کنترل درونی دارد.


کارآفرین­استقلال دارد

او برای اینکه بتواند درست آن چه را که می اندیشد عینیت بخشد و عزم خود را عملی کند باید رئیس و کارفرمای خود باشد.

­




امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 24 شهريور 1396 | 7:38 | نویسنده : مدیر | بازدید : 1919

اگر نگاهی به دنیای اطرافتان بی اندازید، خواهید دید که بیشتر مردم نسبت به­پول­احساس خوبی ندارند، زیرا بیشتر پول و ثروت دنیا دست حدود 10 درصد از مردم است.

تنها تفاوت میان ثروتمندان وسایرین این است که آن‌ها نسبت به­پول­بیش از آنکه احساسات بد نشان دهند، احساسات خوب بروز می‌دهند. به همین سادگی؛ ­جذب ثروت همین است.

قانون جذب­ثروت­چگونه عمل می کند؟

در­قانون جذب­ثروت مهم نیست که کار شما چیست. شما اگر این قوانین را به کار ببرید، قطعاً در زمینه­ثروت­به رشدی فراتر از آنچه الان به ذهنتان می رسد خواهید رسید.


چگونه با­قانون جذب­ثروت­، ثروتمند شویم ؟

یکی از قوانین­ثروت­این است که یا عاشق کاری باشید که انجامش می دهید و یا کاری انجام دهید که عاشق اش هستید. حس خوب شما باعث می شود کارایی شما چند برابر شود.بتوانید ایده های خوب در کسب و کارتان پیاده سازی کنید و ایده ها را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید. چرا که ایده وقتی به سراغ شما می آید که کارتان را در قلب تان داشته باشید و به کار خودعشق بورزید. اگر در کارتان عشق نباشد، انرژی و انگیزه هم نیست.

­

رموز حذب ثروت با قانون جذب


یکی دیگر از قوانین جذب­ثروت­که به عقیده من هیچ روش سریع تر دیگری برای جذب­ثروت­وجود ندارد این است که بابت هر پولی که وارد زندگی تان میشود شکرگذار باشید. کسانی که شکرگذارنیستند بدترین وضعیت مالی را دارند.


­ ­برای جذب­ثروت­آنچه را دوست دارید، انجام دهید.

هیچ حسی در کاری که از آن متنفرید، وجود ندارد! اگر در حال حاضر کاری را که انجام می دهید دوست ندارید راهی برای لذت بردن از آن بیابید.­دنبال کردن آنچه نسبت به آن شور و اشتیاق دارید،بزرگ ترین راز جذب­ثروت­است. دانی داچ، دونالد ترامپ، بیل گیتس و بسیاری از افراد موفق دنیا هم بر این باورند که «شور و اشتیاق» در کنار مواردی که گفته شود، جواز استقلال مالی شماست.

مندرزندگی کاری خودم، وقتی برای شرکت هایی کار می کردم که کارم را دوست نداشتم، راه هایی برای آنچه دوست دارم، پیدا می کردم؛ برای مثال اولین کتابم را در ساعت ناهار در چنین شرکت هایی نوشتم. آخر هفته ها هم کتابم را می فروختم.­

با گذشت زمان، انجام دادن کار مورد علاقه ام تمام زندگی ام شد و امروز هر لحظه از زندگی ام شگفت انگیز است. دوست دارید چه کاری انجام دهید؛ حتی اگر برای آن هزینه ای دریافت نکنید؟ این سرنخی برای آنچه باید انجام دهید است و البته یافتن راه هایی که باید صرف آن کنید.
شما می توانید با دوست داشتن، پول بیشتری­جذب­کنید.

در نهایت منتظر موفقیت باشید! انتظار این را داشته باشید که همین الان­پول­جذب کنید و بگویید: «تعجب می کنم این همه پول امروز چگونه به سمتم می آید؟!»

این امر مغز شما را نسبت به یافتن فرصت ها هوشیار نگه می دارد و شما پس از آن به اقدامی جسورانه دست می زنید.


­ ­­سرمایه گذاری کنید تا جذب­ثروت­کنید


.ممکن است شما فکر کنید که شرط موفقیت در سرمایه گذاری داشتن مقدار زیادی­پول­است اما سرمایه گذاری موفق اصولا هیچ ربطی به میزان­پولشما ندارد.

برای اینکه بتوانید خوب سرمایه گذاریکنید باید خوب فکر کنید و از­پول­و دارائی های خود به بهترین نحو استفاده کنید. هنگامی که شما تصمیم به سرمایه گذاری می گیرید قبل از هر چیزی باید امنیت سرمایه خود را تامین کنید.

­

رموزجذب ثروت با قانون جذب

منظورازتامین امنیت پرهیز از هرگونه سرمایه گذاری در مکانهائی است که هیچ تضمینی برای موفقیت سرمایه گذاری ندارد.

­­­­ارباب­پول­خود باشید

آیا تا بحال فکر کرده اید که به چه دلیلی پول خرج می کنید؟ شما به چهار طریق از­پول­خود استفاده می کنید.

1- آن را خرج می کنید. 2- پس انداز می کنید. 3- سرمایه گذاری می کنید. 4- یا اینکه­پول­خود را می بخشید.

سوالی که ممکن است شما از خودتان بپرسید این است که چطور می توانید خلاقانه­پول­خرج کنید, یعنی هم خوب خرج کنید و هم خو پس انداز کنید؟

برای رسیدن به جواب این سوال
قبل از هرچیز باید مشخص کنید که شما چه نوع پول خرج کنی هستید؟ برای بعضی ها پول خرج کردن یه نوع تفریح است, بعضی ها هم برای پز دادن پول خرج می کنن. حتی ممکنه آدم هایی هم پیدا بشن که به پول خرج کردن معتاد شده باشند. به هر حال و به هر دلیلی که پول خرج می کنید فراموش نکنید که برای ثروتمند شدن باید ارباب پول خود باشید و به اواجازه ندید که هر کاری دوست داره بکنه.


­­­سپاسگزار باشید­ثروت­فعلی باشید

به خاطر پول و­ثروت­فعلی خود شکرگزار باشید؛ حتی اگر ثروت چندانی ندارید! خواهید دید که پول بیشتری جذب خواهید کرد. حس قدردانی سیگنالی می فرستد که برای شما چیزهای بیشتری برای شکرگزاری به ارمغان می آورد.
با آنچه در این لحظه می تواند برای آن سپاسگزار باشید، شروع کنید. من خانه ای نداشتم ­و در حالی که فقر را تجربه می کردم این تمرین را با سپاسگزاری برای داشتن یک مداد شروع کردم! وقتی منحس سپاسگزاری واقعی را تجربه کردم، حس و انرژی آن به زندگی ام منتقل شد و سپاسگزاری ام را بیشتر و بیشتر گسترش دادم. امروز موارد بسیار زیادی برای سپاسگزاری دارم؛ از خانه و ماشینگرفته تا کلکسیون گیتارم؛ اما همه این ها با یک مداد شروع شد. به اطراف نگاه کنید و از خود بپرسید: «همین الان برای چه چیزی سپاسگزارم؟»: و سپس حس سپاسگزاری را تجربه کنید.
­

­




امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 23 شهريور 1396 | 9:02 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2158


1-تعریف­شخصیت:

اصطلاحی در­روانشناسی­شخصیت­برای توصیف خصوصیات منحصر به فرد انسان ها توصیف­شخصیت­شامل قضاوت درباره ی ماهیت حقیقی شخص و تفاوت های او با دیگران است. منحصر به فرد بودن شخص معلول گرایشات زیست شناختی و آموزه ها وتجربه های اجتماعی و فرهنگی وی می باشد.


2-هر کسی­شخصیت­خاص­دارد­

هر کس شخصیتی دارد، و­شخصیت­شما به تعیین محدودیت های موفقیت، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می کند. ما درباره ی­شخصیتصحبت می کنیم، و اگر بگوییم که­شخصیت­شما یکی از مهم ترین موهبت های شماست گزافه گویی نکرده ایم.­شخصیت­شما تا حال هم به شکل گیری بسیاری از جنبه های زندگی شما کمک کرده است و در آینده نیز به همین کار ادامه می دهد. همه ی چیز هایی را که تاکنون به دست آورده ایم، تمام چیز هایی را که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سالمتی عمومی شما می تواند تحت تاثیر­شخصیتشما و­شخصیت­های افرادی که با آن ها تأمل دارید قرار گیرد.


3-­روانشناسی­شخصیت­و ریشه های کیهانی انسان:

­

روانشناسی-شخصیت

که هستیم؟(( از پرسش )) کجا هستیم، از کجا می آییم، به کجا می رویم؟ (( جدایی‌ناپذیر است. شناخت انسان جدا کردن او از هستی نیست، بلکه جستجوی جایگاه او در هستی است. پیش از این پاسکال به درستی ما را میان دو بی نهایت قرار داد، دو بی نهایتی که در سده ی بیست، با پیشرفت میکروفیزیک و اختر فیزیک، به سادگی ثابت شده است. پاسکال با نوشتن این جمله که ))خوب است بینشمان را فراتر از سپهر قابل تصورمان رشد دهیم، ما تنها اتم هایی را به هزینه ی واقعیت اشیا می آفرینیم((، می توانست کوچکی وحشتناک ما را حدس بزن.


4-­شخصیت­سالم، رشد و تحول افراد خود شکوفا:­

افراد خود شکوفا ورای کوشیدن یا خواستن چیزی هستند که نیاز به برآورده کردن یک کمبود را یرآورده می کنند. همه ی کمبود های آن ها از طریق ارضای نیاز های سطح پایین تر برآورده شده است. افراد خودشکوفا دیگر بر اساس ارضای نیاز های پایین تر در حال شدن نیستند. اکنون آنان در حالتی از شدن هستند که خودانگیخته و طبیعی است و با خوشنودی انسانیت کامل خود را نمایان می کنند.


5-نقش وراثت زیستی در رشد­شخصیت

وراثت به منزله مواد خام­شخصیت­است. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در­شخصیت­و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.­


6-اهمیت محیط طبیعی در رشد­شخصیت

محیط طبیعی نیز بر­شخصیت­تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط می‌گیرد واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف­شخصیت­و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه می‌شوند.­


7-رابطه فرهنگ و­شخصیت

بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف­شخصیت­بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحاً­شخصیت­نمایی (Modal Personality) یا­شخصیتاساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده می‌شود. این مفاهیم به ویژگی‌های فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آن‌ها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند.­

­

روانشاسی-شخصیت


8-نقش تجربه گروهی در رشد­شخصیت­افراد

کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرش‌ها و ارزش‌ها ، تمایلات و بیزاری‌ها ، هدف‌ها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل می‌شود. همه این ویژگی‌ها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست می‌آورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به­شخصیت­انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد­شخصیت­به شمار می‌رود.

نکات:
شخصیت­مجموع کیفیت های موروثی و اکتسابی است که خصوصیات فرد بوده و او را منحصر به فرد می کند.­شخصیت­هر انسان همان چیزی است که رفتار او را شکل و جهت می بخشد، شاید بتوان این تعریف کلی از­شخصیت­را از دیدگاه قرآن کریم به حساب آوریم، این مطلب را از سوره ی مبارکه ی »اسراء« آیه ی 34 استنباط می کنیم: » قُل کُلُّ یَعمَلُ عَلَی شاکِلَتِهِ فَرَبُّکُم أعلَمُ بِمَن هُوَ أهدَی سَبِیالً « » بگو هر کس بر حسب ساختار )روانی و بدنی( خود عمل می کند و پروردگار شما به هر که راه یافته تر باشد داناتر است «.

­


­

مشاهده لینک pdf مقاله:روانشناسی شخصیت





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 23 شهريور 1396 | 8:52 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2198

­

اعتماد به نفس­در مکاتب مادی و­روانشناسی­غرب به معنای خود اتکایی است؛ اما باید توجه داشت که نیروی جسمی و روانی هر­انسانی­محدود است و در نتیجه درجه امیدواری او نیز محدود است بر خلاف بینش الهی.

کسانی که از ایمان به خدا، بی بهره اند تا موقعی که در بن بست گرفتار نشده اند، مرد کار و فعالیت هستند، اما همین که در بن بست ها قرار گرفتند حالت یأس و نا امیدی به آنها دست می دهد و در چنین شرایطی­اعتماد به نفس، نمی تواند روان آنها را از اظطراب و نگرانی حفظ کند.اما کسانی که به­خدا­ایمان و اعتماد دارند، هرگز دچار یآس نمی شوند.

­

در این متن قرار است 7راه برای تقویت­اعتماد به نفس­به شما پیشنهاد بدهیم. لطفا ما را تا پایان همراهی کنید.

  1. اعتماد به نفس­- جسورانه و جذاب صحبت کنید

سخنرانان خوب، با­اعتماد به نفس، با ثبات و با یک ریتم مناسب صحبت می‌کنند. آنها یاد گرفته‌اند در صحبت کردن تأثیرگذارتر باشند، به جای اینکه حین سخنرانی تپق بزنند و گیر کنند، شمرده حرف می‌زنند و بین صحبت‌هایشان مکث می‌کنند.

  • یک لحن جسورانه، جذاب و در عین حال مؤدبانه برای صحبت کردن انتخاب کنید تا­اعتماد به نفس‌­شما­را نمایش بدهید. این‌ طوری عزت نفس‌تان بیشتر می‌شود و به خودتان ایمان می‌آورید. برای اینکه جدی به نظر برسید، خیلی هیجان‌زده و عصبی نباشید و زیادی نخندید. اگر مردم حس رهبری را در شما ببینند به صحبت‌هایتان بیشتر توجه می‌کنند.

­

اعتماد-به-نفس


  1. اعتماد به نفس­- تلاش نکنید باهوش و زیرک به نظر برسید

اینکه کسی بخواهد باهوش و زیرک به نظر برسد امری کاملا طبیعی است. بسیاری از ما تمایل داریم در قالب کسی ظاهر شویم که به اصطلاح این کاره است و حرفی برای گفتن دارد. ولی بسیاری از افراد به اشتباه تصور می‌کنند برای رسیدن به این منظور باید سِیلی از اصطلاحات نامفهوم و کلمات پیچیده را به ذهن مخاطبانشان روانه کنند که تا حالا اصلا به گوش کسی نخورده است. ولی احتمالا زمانی که دریابید در واقعیت انسان‌ها دوست دارند با آنها واضح و شفاف صحبت شود، حتما متعجب خواهید شد.

استفاده از ادبیاتی که با آن راحت هستید به شما کمک می‌کند جریان سیال ذهن خود را راحت‌تر سازمان‌دهی کنید. در این حالت دیگر نگران نخواهید بود که باید کدام مترادف تجملی و پیچیده را برای واژه‌های مختلف به کار برید. تلاش برای تظاهر به هوش از طریق به کارگیری واژه‌های پیچیده و نامفهوم نه تنها شما را به هدفتان نمی‌رساند بلکه سبب می‌شود در حین صحبت به لکنت دچار شوید، مضطرب و مردد شوید یا حتی به اشتباه بیفتید.


  1. اعتماد به نفس­- از انتقادها به عنوان سکوی پرش استفاده کنید

تقریبا­هیچکس از اینکه مورد انتقاد قرار بگیرد لذت نمی‌برد. انتقاد معمولا برای تمام ما ناخوشایند و آزاردهنده است و در اغلب موارد هم آنها را نابجا می‌دانیم. ولی اگر قصد دارید در طول مباحثه تاثیر ماندگاری از خود به‌ جا بگذارید، هیچگاه در مواجه با کلمات نامناسبِ دیگران تسلیم نشوید.

اگر انتقادات دیگران را به مسئله‌ای شخصی تبدیل نکنید، همین انتقادات فرصت بزرگی را برای پیشبرد گفت‌وشنود در اختیار شما قرار می‌دهند. احتمالا بسیاری از شما به این گزاره منتقد هستید و تصور می‌کنید عدم مواجهه شخصی با انتقاد دیگران در عمل چندان هم آسان نیست. شاید حق با شما باشد، ولی خوشبختانه در این بخش از مقاله روش ساده‌ای را معرفی می‌کنم که شما را به یک انتقادپذیر حرفه‌ای تبدیل خواهد کرد.

پیش از هر چیز تنش را خنثی کنید. در بسیاری از موارد منتقد به جای انتقاد کردن تنها قصد دارد دشنام‌های خود را در پوشش یک انتقاد به ظاهر سازنده پنهان کرده و به واسطه

­

آن خود را به طور کامل تخلیه کند. در چنین شرایطی بهتر است با منتقد خود همدلی و او را درک کنید. به عنوان مثال در جواب او از این عبارت استفاده کنید: «تو داری میگی که… (در ادامه جمله‌ی خود، عین انتقاد او را تکرار کنید)»

در قدم دوم باید تهدید را به فرصت تبدیل کنید.

کلام خود را اینگونه ادامه دهید: «به نظرم متوجه شدم که چرا همچین برداشتی کردی، احتمالا من نتونستم منظور خودم رو واضح بگم.» استفاده از این روش فرصت دوباره‌ای در اختیار شما قرار می‌دهد تا ایده‌ی خود را بسط دهید.


  1. اعتماد به نفس­-­به صدایی که در سرتان فکرهای منفی را تکرار می‌کند توجه نکنید

وقتی دچار تردید می‌شوید یک لحظه بایستید و گوش کنید. به آن صدای کوچک منفی در درون‌تان توجه کنید و ببینید این صدا واقعا صدای کیست؟ صدای والدین‌تان؟ صدای بچه‌های زورگوی مدرسه؟ مجموعه‌ای از صداهای متنوع زیاد، مربوط به زمان‌ها و اشخاص مختلف؟ یک چیز مسلم است: این صدای خودانتقادگر درونی در اصل صدای شما نیست. ممکن است خودش را طوری جا زده باشد که فکر کنید هست، ولی این صدا واقعا مربوط به شما نیست.

­

بمب اعتماد به نفس

­

­

­

­

­

­

­

­

­

­

­

­

­

به خودتان بگویید: این صدای من نیست! بعد آن را به چالش بکشید و به تدریج سعی کنید کاملا آن را نادیده بگیرید.


5-­اعتماد به نفس­- یک تصویر قوی از خودتان بسازید

صرفِ متقاعد کردنِ خودتان به اینکه می‌توانید کاری را انجام بدهید برای رسیدن به خودباوری کافی نیست.

خودباوریِ حقیقی زمانی به دست می‌آید که به تدریج بتوانید به درجه‌ای برسید که خودتان را در حال آرامش اجتماعی ببینید؛ در حالی که کاری را که می‌خواهید شروع کرده‌اید، کتابی که را می‌خواستید نوشته‌اید و یا هر چیز دیگری را که لازم بوده باور داشته باشید انجام داده‌اید و همان آدمی شده‌اید که می‌خواستید.

این عادت را برای خودتان به وجود بیاورید که هر روز چند دقیقه بنشینید و چشم‌هایتان را ببندید و خودتان را ببینید که با قاطعیت، آرامش و قدرت رفتار می‌کنید. این تمرین تصویرسازی قوی به این معنی است که شما می‌توانید از خودتان یاد بگیرید که چطور­اعتماد به‌نفس­و خودباوری داشته باشید، و طوری عمل کنید که شانس موفقیت‌تان به حداکثر برسد. تصور کنید دارید خودتان را در تلویزیون می‌بینید. بعد آن «شما»یی که در تلویزیون است یادتان می‌دهد که چطور با خودباوری عمل کنید. خواهید دید که هر چه بیشتر این تمرین را تکرار کنید، بیشتر شبیه آن آدمی می‌شوید که در صفحه‌ی تلویزیون می‌بینید.


  1. اعتماد به نفس­- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت کنید­.

سعی کنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا کرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افکار منفی به ذهنتان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید.


  1. اعتماد به نفس­-­در حین صحبت، ژست یک فرد قدرتمند را داشته باشید

اینکه دیگران با توجه به ژست و نحوه‌ی ایستادن شما، میزان­اعتماد به‌ نفس‌­شما­را درک کنند، نه یک راز و ترفند محرمانه، بلکه یک حقیقت آشکار است. ولی با وجود تاثیر قابل توجه حالت قرارگیری بدن بر احساس شخص از خود، اغلب افراد به این نکته‌ی کلیدی توجه نمی‌کنند.

­

اعتماد-به-نفس

می کودی­(Amy Cuddy)­از جمله پژوهشگرانی است که این پدیده را مورد بررسی قرار داده و نحوه‌ی تاثیرگذاری آن را در قالب یکی از سخنرانی‌های مشهور خود در همایش­TED­ارائه داده است. او طی آزمایشات خود از گروهی از داوطلبین درخواست کرد قبل از انجام یک مصاحبه‌ی پراضطراب یک ژست قدرتمند به خود بگیرند. برای درک میزان سختی این مصاحبه، در نظر بگیرید که مصاحبه‌کننده مردی با ظاهری ترسناک بود که می‌توانست در هر شرایطی حالت خنثی و بی‌احساس صورت خود را حفظ‌ کند.

از گروه دوم درخواست شد که­پیش از مصاحبه ژستی ضعیف به خود بگیرند (شانه‌های افتاده، بازوهای جمع شده، سر پایین و غیره).کودی پس از مصاحبه از بزاق داوطلبین خود نمونه‌برداری کرد تا میزان هورمون‌های بدن هریک را مورد بررسی قرار دهد. نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل نمونه‌ها حاکی از آن بود که میزان هورمون تستسترون در داوطلبین گروهی که ژست قدرتمند داشتند، به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته‌ بود. تستسترون هورمونی است که به شما کمک می‌کند در مواجهه با موقعیت‌های تنش‌زا حس غلبه و قدرت داشته‌ باشید. در مقابل در گروهی که از ژست ضعیف استفاده می‌کردند، میزان هورمون کورتیزول به میزان قابل توجهی افزایش پیدا‌ کرده‌ بود. کورتیزول هورمونی است که سبب می‌شود در برابر تنش‌های محیطی حساس‌تر باشید.


نکته:

به قابلیت های خود ایمان و­اعتماد به نفس­داشته باشید و به خاطر بسپارید حتی یک «به دانه» با آن که­ کوچک است، خواص درمانی قابل توجهی دارد.

­

مشاهده لینک pdf مقاله:با این 7 راه بمب اعتماد به نفس شوید





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 22 شهريور 1396 | 13:55 | نویسنده : مدیر | بازدید : 1589

­

قانون جذب­چیست؟چگونه عمل میکند؟

­

بر هر چه که تمرکز کنید همان اتفاق می‌افتد. مهم این است که بتوانیم ذهنمان را بر مطلوب های خود متمرکز کنیم.

یکی از مدافعین جدی­قانون جذب­در این مورد می گوید:«تنها کافی است به گوشه ذهنتان بچسبید و به تصاویر ذهنی تان تمرکز دهید و آن قدر به آن انرژی مثبت بدهید تا در دنیای برون به صورت واقعیتی عینی جلوه گر شود.

این قانون همان قانون جاذبه عمومی است اما در حیطه افکار. قانون جاذبه نیوتن میگوید: کره زمین همه اجسام را به سمت خود می کشد، اما­قانون جذب­می گوید: تمام چیزهایی را که ما تصور می کنیم به سوی ما جذب می شوند.
­

1- قدم اول­قانون جذب­فعال سازی قدرت ذهن، تغییر تصاویر ذهنی است

رویدادهای زندگی همه پرداخته تجسمات انسان است بنابراین باید نیروی تجسم و تصور ذهن را باور داشت و به تغییر نگرش نسبت به خود، محیط پیرامون، دیگران و زندگی همت گماشت تا موجبات تغییر در واقعیت این امور فراهم شود. آینده انسان‌ها از راه شیوه تفکری که بر می گزینند رقم می خورد و در حقیقت آن‌ها به آنچه تفکر می‌کنند تبدیل می‌شوند.


قدرت تغییر ذهن

پدیده هایی که در زندگی انسان‌ها اتفاق می‌افتد زاییده تفکر آن‌هاست نه مستقل از فکر.»« هر چیزی که می خواهید در زندگی شما اتفاق بیفتد در ذهن خود تصور کنید. از درون بر آن تمرکز کنید و از بیرون به آن علاقه نشان دهید و به تصور ذهنی عشق بورزید. حالا انرژی درونی شما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با آرزوهای شما جور درخواهند آمد و ذهن بر هر چه تمرکز پیدا کند همان توسعه پیدا میکند و بزرگ میشود.

این قدرت ذهن، از زبان و بیان متأثر میشود، بیان کلمات و عبارات باعث می شود بدن مان نیز به همان راهی برود که اظهارشده است

«تو همه‌چیز را به‌ طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه این‌ها را به‌طرف خودت جذب می‌کنی.

به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.
"با تصور شما و افکار شما تمام دنیا یک کاتالوگ می شود در دست شما. انگار شما دارید به جهان سفارش می دهید.

2-در­قانون جذب­افراد موفق تنها به چیزهایی که میخواهند فکر میکنند.
­
به این مطلب فکر کنید : وقتی کاری مهم پیش روی خوددارید یا با مشکلی خاص مواجه می‌شوید، دوست دارید تمام مراحل انجام کار را بی عیب و نقص به اتمام برسانید. اما همین تمایل ممکن است باعث شود در ذهن خود بیشتر راجع به مواردی که ممکن است اشتباه شود فکر کنید؛ و بدون اینکه متوجه شوید، این طرز برخورد مانع از دستیابی به برنامه‌ای مفید و کارآمد خواهد شد، همان‌طور که شاید حدس زده باشید… این عمل شانس اشتباه انجام دادن کارها را دوچندان خواهد کرد.


3- اگر تمایل دارید کارهای خود را به این صورت­قانون جذب­انجام دهید باید بدانید تنها نیستید
­
اگر از مردم سؤال کنید در زندگی خود چه می‌خواهند یا تصمیم دارند به چه اهدافی دست یابند، آن‌ها اغلب مقدار زیادی از زمان و انرژی خود را صرف گفتن اینکه چه چیزی را نمیخواهند خواهند کرد.
­
ما در زندگی خود زمان زیادی را صرف اینکه چه چیزهایی ممکن است اشتباه شود یا غلط از کار در بیاید، تلاش برای جلوگیری از وقوع این موارد و مقابله با نتایجی که نمی‌خواهیم، می‌کنیم.
­
مطمئناً نمی‌خواهیم موارد بد یا اشتباهات مهلک برایمان اتفاق بیفتند، پس باید اقدامات احتیاطی منطقی و معقول را در نظر بگیریم.

اما اگر دائماً به چیزهایی که نمی‌خواهیم فکر کنیم، در زندگی‌مان بیشتر اتفاق می‌افتند و پیوسته آن‌ها را تجربه می‌کنیم.



بگذارید یک‌بار دیگر این مطلب را بگویم… چون خیلی مهم است :­

فکر کردن در مورد چیزهایی که نمی‌خواهیم احتمال وقوع آن‌ها را بیشتر خواهد کرد.
و افکار ناخودآگاه شما نیز هستند، یعنی همان افکاری که شما به دنبالشان نیستید. افکار ناخودآگاه تأثیری عمیق بر روی تجربیات زندگی واقعی ما دارند.

­

قانون جذب
اکثر اوقات کارهایمان را به صورت کاملاً ناخودآگاه انجام می‌دهیم … بنابراین آنچه در ناخودآگاه ماست دنیای ما را شکل می‌دهد … به عنوان مثال ترس‌ها و ناکامی‌هایمان را. آیا تابه‌حال متوجه شده‌اید زمانی که امری نامطلوب یا چیزی بد اتفاق می‌افتد، شما به افکار منفی خود ادامه می‌دهید و ناگهان اتفاق بد دیگری می‌افتد؟
و اگر شما ترکیبی از افکار مثبت و منفی را در ذهن خود داشته باشید، آنچه تجربه خواهید کرد شرایطی بینابین از مجموع این افکار است.اما تقصیر شما نیست.


4-­قانون جذب­:حتی دررسیدن به هدف نباید ذره‌ای شک کرد .


وقتی کائنات این یقین و اطمینان را در وجود شخص پیدا کند خودش راهی برای رساندن آرزو به صاحب آرزو پیدا خواهد کرد .
البته روشن نگه‌داشتن شعله وصال در دل صاحب آرزو هم شرط اساسی است و فردی که خواستار رسیدن به خواسته و مطلوب خود است حتی لحظه‌ای برای یافتن معبر و گذرگاهی به سمت مقصد نباید تعلل کند .
ضمانت و اطمینانی که­قانون جذب­می‌دهد این است که اگر صاحب آرزو حتی یک‌لحظه دررسیدن به خواسته و آرزویش تردید نکند و خود را همین‌الان رسیده به آرزو تصور کند بقیه کارها به عهده کائنات است و حتماً شخص به خواسته و آرزویش میرسد این ضمانت چیز کمی نیست و این همان چیزی است که فرد عاشق و دلباخته در اعماق وجود خودش حس میکند و به ان اطمینان دارد .


نکته طلایی و کلیدی دیگری که در­قانون جذب­و عشق ،­هر دو وجود دارد و در کتاب قدرت خانوم بایرن هم به ان اشاره شده است این است که­این دو قانون در هر دو سمت کار میکنند .
یعنی اگر کسی عاشق چیزهای بد و ناپسند باشد باز هم قانون عشق برایش کار میکند و او نهایتا با معشوق زشت و نازیبای خود محشور میشود و اگر کسی به چیزهای ناشایاست دل ببند باید بداند که قانون دلبستگی دیر یا زود او را با سرعتی شگفت اور به ناشایست ها میرساند .­قانون جذب­هم همین ادعا را دارد .


طرفداران­قانون جذب­میگویند اگر کسی از این قانون در مسیر غلط استفاده کند باز هم جواب میگیرد و در حقیقت علت این که خیلی ها با وجود به کار بردن­قانون جذب­به جواب و ارزوی دلخواه خود نمیرسند بلکه بر عکس به چیز دیگری میرسند که دلخواه آن‌ها نیست .

طرفداران­قانون جذب­و همینطور خانوم بایرن میگوید که آن‌ها دقیقا همان چیزی را که الان به ان رسیده اند به­قانون جذب­دیکته کرده اند .
همین که فرد گوشه چشمی به چیزی غیر آرزو داشته باشد و در خلوت با ان غیر آرزو دلخوش باشد همین گوشه چشم داشتن برای کائنات که قرار است ما را به اهداف و ارزوهایمان برساند یک علامت قوی است که میگوید مقصد و مقصود واقعی ما چیزی جز ان چیزی است که بر زبان می اوریم و در حقیقت همان چیزی است که به ان گوشه چشم داریم و در خلوت از ان یاد میکنیم .


5- قدرت و­قانون جذب

شما می‌توانید زندگی‌تان را تغییر دهید، زیرا توانایی نامحدودی دارید تا درباره‌ی آنچه دوست دارید فکر کنید و سخن بگویید، و بنابراین توانایی نامحدودی دارید تا تمام چیزهای خوب را به زندگی‌تان بیاورید! درهرحال قدرت شما بسیار بیشتر از افکار و گفتار مثبت درباره‌ی آن چیزهایی است که دوست دارید، زیرا­قانون جذب­به افکار و احساسات شما واکنش نشان می‌دهد. باید عشق را احساس کنید تا بتوانید قدرتش را در اختیار بگیرید!


6-قانون جذب­:احساسات شما محرک هستند

افکار و گفتار بدون احساسات هیچ قدرت و تأثیری در زندگی‌تان ندارند. در روز افکار بسیاری از ذهنتان می‌گذرد که بار چندانی ندارند و به‌حساب نمی‌آیند زیرا بسیاری از افکار احساسی قوی را در درونتان برنمی‌انگیزند. آنچه احساس می‌کنید است که اهمیت دارد.

­




امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 11 شهريور 1396 | 14:10 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2714

چگونه­میلیاردر­شویم؟

­

1.­رؤیاهای بزرگ برای­میلیاردر­شدن داشته باشید

چه چیزی می‌توانید به جهان ارائه دهید که منحصربه‌فرد و مفید باشد و بتواند زندگی‌ها را تغییر بدهد و کسب‌وکارهای جدید ایجاد کند؟ هیچ­میلیاردری برای موفقیتی متوسط شرکتش را راه‌اندازی نکرده است.

بیل گیتس در سن 19 سالگی، یکی از اولین افرادی بود که متوجه شد اگر عملکرد کامپیوترهای شخصی آن‌قدر ساده شوند که همه بتوانند از آنها استفاده کنند، این دستگاه‌ها می‌توانند در کسب‌وکار، آموزش، ارتباطات و سرگرمی انقلابی به پا کنند. این دیدگاه منجر به تأسیس مایکروسافت شد. جف بزوس، بنیانگذار آمازون، آینده‌ای را پیش‌بینی کرد که در آن خرده‌فروشان مجازی می‌توانند با هزینه‌ی پایین‌تر، انتخاب‌های بیشتر و خدمات مشتری بهتری جایگزین عملیات واقعی کنند. میلیاردرها در تشخیص آنچه می‌تواند انجام شود ماهر بوده و آن را به حقیقت تبدیل می‌کنند.


2. جهت­میلیاردر­شدن­به جزئیات توجه کنید

به قول هاروی فایرستون، بنیانگذار شرکت تایر و لاستیک فایرستون، «موفقیت مجموعه‌ای از جزئیات است». استیو جابز هم‌بنیانگذار اپل و رؤیاگرای مشهور به دلیل توجهش به جزئیات شهره بود. به گفته‌ی همکارانش، هیچ جزئیاتی آن‌قدر برای جابز کوچک نبودند که آنها را نادیده بگیرد. طبق گزارش ان‌پی‌آر، جابز یک بار صبح روزی تعطیل با مدیر اجرایی گوگل تماس گرفته و توضیح می‌دهد که از رنگ لوگوی گوگل روی صفحه‌ی نمایش آی‌فون ناراضی است. در مراحل اولیه، شرکت‌ها به احتمال زیاد به دلیل نادیده گرفتن جزئیات شکست می‌خورند، نه به دلیل بی‌توجهی کارآفرین به آن تصویر بزرگی که در مقابل‌شان دارند جهت­میلیاردر­شدن دارند.


3.­از شکست نترسید تا­میلیاردر­شوید

بدانید که جلوگیری از همه‌ی اشتباهات و مشکلات غیرممکن است، بنابراین از شکست نترسید، حتی شکست‌های تحقیرآمیز. اولین فروشگاه سام والتون در آرکانزاس ورشکسته شد. پلت‌فرم نیوتون شرکت اپل شکست بزرگی بود، اما تجربیاتی که برای این شرکت به همراه داشت، منجر به تولید آی‌پد و آی‌فون شد. کامپیوتر لیزای اپل چنان شکست بزرگی بود که جابز موقعیت خود را در این شرکت از دست داد.

جیمز دایسون (شماره‌ی 318)، مخترع انگلیسی جاروبرقی دایسون، در طول 15 سال، 5127 نمونه‌ی اولیه ساخت تا در نهایت بتواند محصول خود را به بازار عرضه کند. کارلوس اسلیم عقیده دارد که بزرگترین فرصت‌ها در شرایطی به وجود می‌آیند که دیگران از شکست می‌ترسند. او می‌گوید: «وقتی بحرانی به وجود می‌آید، همه به دنبال خروج هستند و اینجاست که ما دوست داریم وارد شویم.


4به صدای درون خود گوش بدهید تا طعم­میلیاردر­بودن را بچشید

جاویژه‌ی مخصوص خود را بیابید. تلاش نکنید آنچه را که سایرین انجام داده‌اند، کپی کنید. بر روی کشف آن چیزهایی تمرکز کنید که جهان می‌خواهد و نیاز دارد.

برای مثال، طبق گزارش فوربز، مرد جوانی که در سال 2008 تلاش می‌کرد در پاریس تاکسی پیدا کند و در نهایت هم موفق به این کار نشد، چند وقت بعد­اوبر­را تأسیس کرد و اپ موبایلی را توسعه داد که مسافران شهری را به رانندگان تاکسی اقتصادی اشتراک‌گذاری متصل می‌کند. این اپ در سال 2010 در سان‌فرانسیسکو راه‌اندازی شد و در حال حاضر در کشورهای مختلف در سراسر جهان در دسترس است. دو بنیانگذار اوبر، یعنی تراویس کالانیک و گرت کمپ که در فهرست فوربز جایگاه 283 را در اختیار داشتند، هر یک دارای ارزش خالص تقریبی 5٫3­میلیارد­دلار هستند.

به نقل از فوربز، دو دانشجوی ام‌آی‌تی، درو هیوستون و آرش فردوسی در سال 2007 سرویس میزبانی از فایلی بنیان گذاشتند، آن هم به این خاطر که مدام فلش درایوهای خود را فراموش می‌کردند! سرویس آنها با نام دراپ‌باکس، اشتراک‌گذاری فایل را آسان‌تر و در عین حال امن‌تر کرد. دراپ‌باکس که همچنان شرکتی خصوصی است، دارای ارزش بیش از 10 میلیارد دلار است. درو هیوستون (شماره‌ی 1533) مدیرعامل این شرکت، دارای ارزش خالص برآورد‌شده‌ی 1٫21­میلیارد­دلار است. ایده‌هایی را دنبال کنید که مجذوب‌کننده هستند و شما را وادار کنند هنگام سختی شرایط، هم‌چنان به پیشروی ادامه دهید تا به رویای­میلیاردر­شدن دست یابید.


5.­همه فرصت‌ها در راه­میلیاردر­شدن را به چنگ آورید

علاقه‌مندی را فراموش کنید،­موفقیت­یعنی شور و شعف. مارک کیوبن (شماره‌ی 603) که در اوایل دهه‌ی سوم زندگی‌اش و پس از فروش شرکتش به یاهو­میلیاردر­شد توصیه می‌کند: «شرکتی تأسیس نکنید، مگر اینکه به انجام این کار بیش از حد علاقه‌مند بوده و آن را با تمام وجودتان دوست داشته باشید. اگر استراتژی خروج دارید، این شور و شعف نیست». کیوبن در حین کار روی ایده و راه‌اندازی شرکتش، نمی‌توانست با دوستانش ارتباط خوبی برقرار کند، هفت سال بدون تعطیلات سر کرد، در طول این مدت حتی یک کتاب خارج از حوزه‌ی کاری‌اش مطالعه نکرد. او می‌گوید: «کاملا متمرکز بودم».

بیل گیتس در طول دهه‌ی سوم زندگی‌اش، در حالی‌که مایکروسافت را بنا می‌کرد، هرگز یک روز هم به مرخصی نرفت. مارک زاکربرگ کارآفرینان را به حرکت سریع‌تر و «شکستن روش‌های سنتی کسب‌وکار» تشویق می‌کند.


6.­خدمات خود را برای­میلیاردر­شدن توسعه دهید

هیچ‌کس نمی‌تواند به تنهایی­میلیاردر­شود. همه در این مسیر به کمک نیاز دارند. همان‌طور که بتمن، رابین را داشت، گیتس هم هنگام ساخت مایکروسافت، استیو بالمر را در کنار خود داشت. «دو استیو» (جابز و وزنیاک) هم در ابتدا اپل را با هم اداره می‌کردند. وارن بافت از سال 1975 با چارلی مانگر (شماره‌ی 1553 در فهرست) کار کرد.

همراه مورد اعتماد می‌تواند از شما پشتیبانی کند، به عنوان عامل انتشار عقاید به شما خدمت کند و وقتی زمانش می‌رسد، از انتقاد هم ترسی ندارد. اگر رئیس قطار باشید، او برای حصول اطمینان از گم شدن یا نادیده گرفته شدن موارد لازم به عنوان دیده‌بان عمل می‌کند. او از شما محافظت می‌کند و متمرکز است.

هرگز از کار با افراد باهوش‌تر از خود، یا کسانی که ابزارهایی دارند که شما فاقد آنها هستید، هراس نداشته باشید.


7.­رضایت مشتریان خود را به دست بیاورید تا راه­میلیاردر­شدن را طی کنید

برای محصولات و خدمات خود اختراع، نوآوری و سرمایه‌گذاری به خرج دهید، همیشه رضایت مشتری را به عنوان هدف شماره یک در نظر داشته باشیدجی پل­گتی که مجله‌ی فوربز او را ثروتمندترین آمریکایی در سال 1957 نامید، گفته است: «فردی که به ابزارهای انجام همه‌ی کارها یا تولید همه چیز به صورت بهتر، سریع‌تر یا اقتصادی‌تر دست یابد، آینده و ثروت خود را در دست خواهد داشت».

یکی از همکاران فوربز به نام جفری دورمن اشاره کرده است که 75 درصد از میلیاردرهای سال 2015 در جهان پول خود را از طریق فروش چیزهایی که مشتریان می‌خواهند به دست آورده‌اند. او گفته که آنها موارد بهتری به مشتریان ارائه دادند و نتیجه‌ای برد-برد برای مشتری و میلیاردری به وجود آورده‌اند که محصول یا خدمات را ارائه داده است. برای اینکار بهتر است روی مهارت‌های مربوط به جلب­رضایت مشتری­بیشتر کار کنید.


سخن آخر

شانس نقش بسیار مهمی در­موفقیت­دارد . شانس کمک می کند که در زمان درست در جای درست باشید . با این وجود اگر ندانید وقتی در زمان درست در مکان درست هستید چه کار باید بکنید ، شانس نمی تواند خیلی به شما کمک کند.موقعیت های هوشمندانه ، سرمایه گذاری های هوشمندانه و رشد و یاد گیری بلند مدت در کنار شانس به شما کمک خواهد کرد که یک­میلیاردر­شوید . وقتی اولین درآمد میلیاردی خود را به دست آوردید به خاطر بیاورید که این مطالب را اینجا خوانده بودید .




امتیاز : 1


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 10 شهريور 1396 | 16:57 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2287

چگونه خوب­صحبت­کنیم؟

­

1-یافتن موقعیت مناسب برای­صحبت
موضوع اول در­صحبت­کردن در جمع این بود که افراد معمولاً موقعیت شناسی خوبی نداشتند؛ یعنی زمان مناسب برای­صحبت­کردن را نمی‌دانستند. بگذارید یک مثال خیلی ساده بزنم؛ ممکن است که ما یک لطفه فوق‌العاده بامزه در ذهنمان باشد، اما آیا درست است که در یک جلسه ختم راجع‌به این موضوع­صحبت­بکنیم یا مثلاً در یک سخنرانی که شرایط واقعاً خیلی خوب پیش می‌رود و سخنران قبلی یک سخنرانی حرفه‌ای و پرانرژی را داشته و یک سخنرانی انگیزشی را داشته، حالا آیا مناسب است که ما شروع کنیم به انتقاد‌های بسیار شدید و زیر سوال بردن همه چیز؟
مطمئناً این سخنرانی محکوم به شکست خواهد بود. خب پس بسیار مهم است که موقعیت را خوب بسنجیم و قبل از هر صحبتی بررسی کنیم ببینیم آیا بهترین زمان همین زمان هست یا این که نه! ما باید زمان دیگری را انتخاب کنیم برای این­صحبت؟


2-برای­صحبت­کردن اعتمادبه‌نفس داشته باشید و به دیگران هم اعتمادبه‌نفس دهید

هر وقت کسی به شما انتقاد کرد، نظراتش را در کمال آرامش بشنوید و حتی اگر نظراتش را قبول ندارید، خیلی مؤدبانه از اینکه دیدگاهش را صادقانه با شما در میان گذاشته­صحبت­و تشکر کنید. این واکنش نشان می‌دهد به خودتان مسلط هستید و از هر بازخوردی که شاید به بهبود عملکردتان بینجامد، استقبال خواهید کرد. به‌علاوه، این طرز برخورد نشان می‌دهد به اندازه‌ی کافی، عاقل هستید که بازخوردهای کاربردی را به مرحله‌ی اجرا درآورید.

همچنین یادتان باشد دیگران را به دلیل نقاط ضعف‌شان به باد انتقاد نگیرید. در عوض، با تعریف و تمجید و­صحبت­سازنده بکوشید تا روحیه‌ی همکاران‌تان را تقویت کنید. مثلا بگویید: «خیلی داری کارت رو خوب انجام می‌دی.» یا مثلا «می‌دونم که می‌تونی انجامش بدی.» دیگران با شنیدن این قبیل تأکیدات مثبت ترغیب خواهند شد که نهایت تلاش‌شان را به کار ببندند.


3-خودتان باشید و­صحبت­کنید
و سومین کاری که ما باید در­صحبت­کردن در جمع­انجام بدهیم، این است که باید خودمان باشیم، اصلاً قرار نیست که­ نقش بازی کنیم و یا کاری بکنیم که خودمان نباشیم. من یک موضوع خیلی ساده را همیشه بیان می‌کنم، می‌گویم وقتی ما در جمع صحبت می‌کنیم باید به گونه‌ای باشد که اگر یک دوست صمیمی ما را ببیند نگوید که: «اِ این چرا اینقدر متفاوت صحبت می‌کند؟؟!» نه! باید کاملاً واقعی باشد و حس بکند که دوستش است که مثل همیشه در حال­صحبت­است – و موضوع فقط کمی رسمی است.


4-اطلاعات زیادی برای­صحبت­داشته باشید
اما موضوع بعدی که می‌خواهم در مورد آن­صحبت­بکنم این است که راجع به هر موضوعی که می‌خواهیم­صحبت­بکنیم اولاً اطلاعات بسیار زیادی داشته باشیم؛ یعنی تا حد ممکن اطلاعات داشته باشیم و دوم این که اطلاعات ما واقعاً موثق باشد.
فرض کنید در یک جمع قرار می‌گیرید و یک داستان یا یک رویداد را­صحبت­و تعریف می‌کنید یا یک خبر را بازگو می‌کنید! بعد یک نفر در جمع بلد می‌شود و می‌گوید که نه! این خبر که یک شایعه بود و همه خبرگزاری‌ها آن را نقض کرده‌اند و یا این داستانی که گفتی یک شایعه بود و صحّت ندارد آن موقع است که حال ما واقعاً بد می‌شود و به همین دلیل است که ما باید اطلاعات واقعاً کاملی داشته باشیم.

alexa





امتیاز : 1


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1396 | 18:22 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2629

چگونه­پولمان­راخرج کنیم که هیچوقت بی پول نشویم؟

­

1-مخارج ماهیانه و­پول­خودرا یادداشت کنید

مخارج و درآمدتان را کنترل کنید تا تصویر دقیقی از موقعیت اقتصادی‌تان داشته باشید. فاکتور‌ها را نگه دارید و مخارج‌ را بلافاصله در دفتر بنویسید. جمع هزینه‌ی ماهانه‌ی قبض‌ها را هم به بودجه‌بندی‌تان اضافه کنید.­همیشه مخارج ماهانه و مقدار­پول­خود را یادداشت کنید تا بتوانید صورتی کلی از اقلامی که بابت‌شان هزینه می‌کنید داشته باشید و میزان هزینه‌ها را بدانید.
از سبد مصرفی خانوار اطلاع داشته و طبق برنامه زمانی و اولویت‌ها هزینه کنید تا از مخارج زائد و غیرضروری اجتناب کرده باشید.

­

2-مخارج را گروه بندی کنید تا­پول­پس انداز کنید

شما با دسته‌بندی هزینه‌ها جاهای هدررفت­سرمایه­و حتی نابجا‌خرج‌کردن را کشف می‌کنید. هزینه‌های خانوار شامل:1- مصارف خوراکی 2- پوشاکی 3- بهداشتی 4- درمانی 5- انرژی 6-آموزشی 7-فرهنگی 8-تفریحی 9-خدمات نگهداری و تعمیر 10-تزئینی و تجملی است.احتمالا پس از گروه‌بندی مخارج متوجه می‌شوید بعضی از گروه‌ها هزینه‌ی بسیار زیادی مصرف می‌کنند،آنها را دقیق‌تر بررسی کنید تا مخارج غیر ضروری را بیابید و­پول­بیشتری پس‌انداز کنید.

­

3-برای­پول­و مخارجتان­برنامه‌ریزی­کنید

  • برای اینکه کمتر خرج کنید لحظه‌ای تصمیم نگیرید، هنگامی که در منزل هستید با آرامش لیست خریدتان را بنویسید.
  • قبل از خرید از چند مغازه دیدن کنید، قیمت تقریبی جنس‌های مدنظرتان را یادداشت کنید، بدون اینکه چیزی بخرید به خانه برگردید و در آرامش کالای مورد نظر خود را انتخاب کنید. ­ اگر بدانید دقیقا چه چیزی می‌خواهید بخرید، کمتر در مغازه می‌مانید و­پول­کمتری خرج می‌کنید.
  • اگر به هر خرید به‌عنوان یک تصمیم مهم نگاه کنید، عاقلانه‌تر تصمیم می‌گیرید.
  • کالایی را برای سرگرمی امتحان نکنید و تست‌های رایگان را نپذیرید، در غیر این صورت حتی اگر قصد خرید نداشته باشید وسوسه می‌شوید خارج از برنامه خرید کنید.
  • پس از آنکه مدتی مخارج‌تان را کنترل کردید، برای هر گروه بودجه‌ی ماهانه یا هفتگی اختصاص بدهید. حواس‌تان باشد کل بودجه از درآمدتان کمتر باشد تا جای ممکن پس‌انداز کنید.

­

4-آن چیزی را بخرید که موردنیازشماست و­پول­اضافی خرج نکنید

  • هنگامی که برای خرید مایحتاج خود به فروشگاه محل می‌روید، سعی کنید آن چیزی را بخرید که مورد نیاز شماست. برای این کار می‌توانید مایحتاج خود را به ترتیب اولویت روی یک ­صفحه کاغذ یادداشت کنید. مراقب باشید هیچ‌گاه کالاهای متنوع فروشگاه با بسته‌بندی‌های زیبا شما را تحت تأثیر خود قرار ندهد.
  • همیشه آنچه را نیاز دارید در محل اصلی آن خریداری کنید.
  • قبل از خرید از چند مغازه دیدن کنید، قیمت تقریبی جنس‌های مدنظرتان را یادداشت کنید، بدون اینکه چیزی بخرید به خانه برگردید و در آرامش کالای مورد نظر خود را انتخاب کنید. ­اگر بدانید دقیقا چه چیزی می‌خواهید بخرید، کمتر در مغازه می‌مانید و­پول­کمتری خرج می‌کنید.
  • اگر به هر خرید به‌عنوان یک تصمیم مهم نگاه کنید، عاقلانه‌تر تصمیم می‌گیرید.
  • کالایی را برای سرگرمی امتحان نکنید و تست‌های رایگان را نپذیرید، در غیر این صورت حتی اگر قصد خرید نداشته باشید وسوسه می‌شوید خارج از برنامه خرید کنید.

­

5- در خرج­پول­صرفه جویی­کنید

  • ­اگر برایتان مقدور است زودتر از خانه بیرون رفته و از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید تا هزینه‌های نگهداری ماشین و مخارج سنگین ایاب‌وذهاب به شما فشار نیاورد
  • بعضی از مواد غذایی انرژی بیهوده دارند؛ مانند انواع شیرینی و نوشابه که هزینه سنگینی را به خانواده تحمیل می‌کنند؛ پس در خرید آنها با احتیاط رفتار کرده و برایشان هزینه نکنید.
  • ­موادی که فسادپذیر هستند و عمر کوتاهی دارند را تا مصرف نکرده‌اید خریداری نکنید.
  • ­در مصرف انرژی با استفاده از روش‌های مختلف صرفه‌جویی کنید؛ مانند استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف از جمله مهتابی و فلورسنت که شاید گران‌تر باشند ولی در درازمدت هزینه ­اولیه را برمی‌گردانند. استفاده از تلفن در ساعت‌هایی که قیمت تلفن ارزان‌تر اعلام شده است.
  • در مصرف سوخت نیز زمانی که برای شست‌وشو نیاز به آب گرم ندارید، بکار نبرید. و همیشه بدانید هزینه مصرف انرژی، تصاعدی حساب می‌شود.

­

6-منتظر حراجی‌ها و تخفیف‌ها بمانید تا­پول­شما هدر نرود

  • اگر کالایی را نیاز دارید، ولی امروز تهیه‌ی آن ضرورتی ندارد، منتظر حراج بمانید یا سعی کنید کارت تخفیف پیدا کنید.
  • از حراج و کارت تخفیف فقط و فقط برای کالاهایی که واقعا نیاز دارید یا از قبل قصد خریدشان را داشته‌اید استفاده کنید. پایین آوردن قیمت‌ها یکی از روش‌های رایج تحریک مشتری ­برای خرید محصولی است که به آن نیاز ندارد.
  • محصولاتی را که تنها در زمان معینی از سال به کار می‌آیند، هنگامی که بازارشان کساد است تهیه کنید. پالتوی زمستانه در فصل تابستان ارزان‌تر است

­

7-تحت تاثیر تبلیغات قرار نگیرید تا­پول­از دست دهید

  • عوامل محیطی تاثیر زیادی روی­پول­خرج کردن ما دارند. هوشیار باشید و دقیقا بدانید چرا می‌خواهید فلان محصول را بخرید.
  • تحت تاثیر تبلیغات خرید نکنید. چه تبلیغ را در تلویزیون دیده باشید، چه روی بسته‌بندی محصول، باید به صداقت آن شک کنید. آنها طراحی شده‌اند تا شما را برای­پول­خرج کردن ­تشویق کنند و تصویر ایده‌آلی از محصول نشان می‌دهند، نه آنچه واقعا هست.
  • هیچ محصولی را تنها به دلیل ارزانی نخرید. اگر می‌خواهید کالایی را تهیه کنید بسیار خوب است که از کارت‌های تخفیف و حراجی‌ها استفاده کنید، اما خرید یک کالا تنها به دلیل ­اینکه 50درصد تخفیف دارد پس انداز محسوب نمی‌شود.
  • حواس‌تان به حقه‌های قیمت‌گذاری باشد؛ 199 هزار تومان همان 200 هزار تومان است. ارزش هر کالا را با کیفیت خودش بسنجید، نه با کالاهای دیگری که به شما پیشنهاد می‌شود. ­ فروشنده می‌تواند با بزرگ‌نمایی قابلیت‌های محصولی که به آن نیاز ندارید، محصول ارزان‌تر را در نظرتان گران جلوه بدهد و در نهایت شما را وادار کند برای امکاناتی که مورد استفاده‌تان نیست­پول­بیشتری خرج کنید.




امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 7 شهريور 1396 | 8:39 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2518

­

­

داشتن زندگی موفق­و شاد بسیار لذت بخش است اما برخلاف عقیده اشتباه بسیاری که تنها پول و ثروت را عامل آن می دانند افراد موفق­دلایل دیگری برای این مسئله بیان می کنند.

زندگی خوب چیست؟ شادی چه معنایی دارد؟­موفقیت­واقعی یعنی چه؟ این ها و سوالات دیگری که برای داشتن یک زندگی خوب در ذهن نقش می بندد را می توانید با 10 راه کار طلایی برای داشتن زندگی خوب که نتیجه مطالعات بسیار است پاسخ دهید

­

1- راضی به رضای خدا برای­خانواده­شاد باشید

یکی از مهمترین و بهترین راهکارها برای داشتن یک­خانواده­شاد و پرنشاط این است که والدین از هر اتفاقی که به خواست خدا برایشان روی می دهد، راضی و خرسند باشند و از بچه ها هم بخواهند حقیقت را بپذیرند چراکه رضایت به قضا و قدر الهی، چنان آرامش و نشاطی در خانواده به وجود می آورد که همه اعضای آن خانواده احساس خوشبختی کنند. در «غررالحکم» روایتی از حضرت علی (ع) نقل شده که فرموده اند: «اگر به مقدرات الهی راضی شدید، زندگی شما شیرین و خوش می گذرد.» امام صادق (ع) هم در روایتی می فرمایند: «نشاط شادی در اثر راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست می آید و اندوه و غم در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل می شود» احساس رضایت از اراده الهی باعث می شود که اعضای خانواده، بایدها و نبایدهایی را که خداوند برای آن ها تعیین کرده، بپذیرند و برای کسب­موفقیت فردی­و خانوادگی خودشان تلاش کنند تا به خواست خدا نتیجه به زحماتشان به ثمر برسد.

­

2-جهت داشتن­خانواده­شاد­به آن‌ها بگویید که دوستشان دارید

«دوستت دارم» قدرتمندترین و تاثیرگذارترین جمله‌ای است که یک نفر می‌تواند به طرف مقابل خود بگوید. اما معمولاً پس از گذشت مدتی از زندگیِ مشترک این جمله کمتر و کمتر در میان همسران شنیده می‌شود. همان‌طور که در مورد قبلی نیز اشاره شد، شما می‌توانید این جمله را به شیوه‌های متفاوتی ابراز کنید، اما همیشه از نوع کلامی آن نیز استفاده کنید. البته، باید این جمله را با تمام وجود ابراز کنید. ما اینجا توصیه نمی‌کنیم که نقش بازی کنید یا افراد خانواده‌ی خود را فریب دهید. بنابراین اگر احساس علاقه‌ی واقعی به همسر یا فرزند خود ندارید، به طوری که نمی‌توانید به شکل صادقانه و از صمیم قلب این جمله را به آن‌ها بگویید، باید روی خودتان کار کنید و شاید بهتر باشد از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

گفتن این جمله تأثیر بسیار زیادی در تقویت روابط خانوادگی دارد. با این حال، بسیاری از افراد اهمیتی به آن نمی‌دهند. برخی مردها به خصوص در سنین بالاتر، آن را کسرِ شأن خود می‌دانند. به دلایل مختلف، بسیاری از مردم در گفتن این جمله به عزیزان خود مشکل دارند و برخی نیز آن را فراموش می‌کنند. این افراد معمولاً نمی‌دانند که بیان مکرر این جمله در تقویت روابط، صمیمیت و استحکام­خانواده­چقدر مهم است.

­

3- تفاهم داشته باشید تا­خانواده­شاد و موفق باشند

برای اینکه زندگی پرنشاطی داشته باشید همه اعضای­خانواده­باید یکدیگر را درک کرده و به خواسته های هم توجه کنند در واقع تفاهم و همدلی از شروطی است که در خانواده شاد نقش مهمی ایفا میکنند. البته این تفاهم و همدلی در صورتی به وجود می آید که هر یک از اعضای­خانواده، پدر و مادر و فرزندان، یکدیگر را به درستی بشناسند و به هم احترام بگذارند. در روایتی در جلد 78«بحارالانوار» آمده که امام جواد (ع) درباره اهمیت و همدلی و همدردی با دیگران فرموده اند: «ثَلاثُ خِصالِ تَجتَلِبُ بِهِنَّ المَحَبَّهَ. اَلنصافُ فی المُعاشَرَهَ و المُواساهُ فِی الشِّدَّهِ و الاِنطِواع وَ الرُّجوعُ اِلی قَلبٍ سَلیم/ با سه خصلت، محبت دیگران به دست می آید: انصاف در معاشرت، همدلی و همدردی با آنها در سختی ها و بازگشت به قلبی پاک» بنابراین درک متقابل اعضای­خانواده­از نیازهای یکدیگر و اهمیت دادن به آن، برروحیه و اخلاق آنها اثر می گذارد و شادی و آرامش را به همراه خواهد داشت.

­

4-خانواده‌­خود را تحسین کنید

از خود بپرسید که آیا برای تعریف و تحسین از­خانواده‌­خود، نیاز به فرصت یا شرایط خاصی است؟ از اعضای­خانواده­خود چه انتظاری دارید؟ آیا به عنوان پدر و مادر از فرزندان خود بیش از اندازه انتظار دارید؟ آیا آنها را تحت فشار قرار داده‌اید تا به دستاوردی برسند و آیا از این راه، می‌خواهید احساس غرور و رضایت کنید؟

هر قدر که سطح توقع کمتری از فرزندان خویش درباره‌ی همسویی آنها با خواسته‌های ما وجود داشته باشد و آنان را در جهت علایق و استعداد‌های خودشان تشویق کنیم، بی‌شک نتایج بهتری حاصل خواهد شد. اگر انتظار بیش از حد از فرزندان خود داشته باشیم، با این کار فشار و­استرس­زیادی را به آنان تحمیل کرده‌ایم. گاهی والدین بیش از اندازه به فرزندان خود وابسته هستند و به‌نوعی با آنها هم‌هویت می‌شوند. این نوع وابستگی برای هر دو طرف مخرب است.همیشه به خاطر داشته باشید که آنان انسان‌های مستقلی هستند و وظیفه‌ی شما صرفاً «محبت، حمایت و رهاکردن» است. پس باید آنها را همان‌طوری که هستند بپذیریم و به جای این که به دنبال فرصتی برای انتقاد و کشف اِشکال باشیم، از هر فرصتی برای تحسین و تمجید از­خانواده‌­خود استفاده کنیم.

­

5- اوقات فراغت تان را با­خانواده­باهم بگذرانید

از برنامه هایی که همه ی­اعضای­خانواده­از آن لذت می بریم استفاده کنیم.­برنامه های تلویزیون یا ویدیویی­را که دوست داریم باهم ببینیم . با هم قدم بزنیم یا دوچرخه سواری کنیم. بازی هایی چون­ فوتبال­ و دویدن نیز برای بودن با بچه ها مناسب است.

بازی و تفریح خانوادگی یکی از اساسی‌ترین عوامل تقویت شادی و صمیمیت در­خانواده­است. فقط کودکان نیستند که به بازی نیاز دارند. درون هر کدام از ما کودک پنهانی وجود دارد که نیاز به تفریح، بازی‌گوشی و شیطنت دارد. بنابراین، گاهی باید با همسر و فرزندان خود به بازی بپردازیم. هنگام بازی تفاوت‌ها فراموش می‌شود و معمولاً زخم‌های عاطفی و احساسی بهبود می‌یابد. در بازی، به کودک درون خود فرصت تفریح و لذت می‌دهیم. حتی بازی‌های فکری و به ظاهر جدی نیز این کارکرد را دارند. نیچه فیلسوف شهیر آلمانی می‌گوید: «خودِ واقعیِ انسان، فقط به‌هنگام بازی‌کردن نمایان می‌شود.» بازی فرصتی است تا تمام نقش‌ها و نقاب‌های تحمیلی را کنار بزنیم و خودِ خودمان باشیم، همان‌گونه که واقعاً هستیم.

در زندگی امروزی، نداشتنِ وقت و گرفتار بودن فقط بهانه‌ای است که فرصت این نوع مشارکت و لذت‌های خانوادگی را از خود و افراد­خانواده­دریغ کنیم. اما با برنامه‌ریزی می‌توان حداقل یک ساعت در هفته، مثلاً تعطیلات آخر هفته را به بازیِ خانوادگی اختصاص داد. بزرگ‌ترها معمولاً بهانه‌های خوبی برای بازی‌نکردن دارند. اما آنها باید بر بهانه‌ها و منیّت خود غلبه کنند و با بچه‌ها و جوانان بازی کنند. باید یاد بگیریم که گاهی دوباره کودک شویم، همانند یک کودک عمل کنیم تا به خود و عزیزان‌مان، زمانی برای شادی، لذت، رهایی و آسودگی‌خاطر هدیه کنیم

​





امتیاز :


طبقه بندی: ،
,